بیست سال از زمانی که ولادیمیر پوتین به نخستوزیری روسیه رسید میگذرد و اگر چه شاید کمتر کسی در آن روز میتوانست پیشبینی کند، اما اکنون او به مهمترین نماد تاریخ دو دهه اخیر روسیه و اساساً دوره بعد از فروپاشی شوروی در بلوک شرق تبدیل شده است.
در هفتههای اخیر مسکو و هنگ کنگ شاهد تظاهرات ضد دولتی بوده است. یک کارشناس روس با استناد به این تظاهرات گفته است که دوران حکمرانی روسای جمهور فعلی روسیه و چین به پایان خود نزدیک شده است. ولادیمیر پوتین و همتای چینیاش، شی جین پینگ، در سالهای اخیر، در داخل، سیاستهایی در پیش گرفتند که برخی ناظران آنها را تلاشی برای یکپارچهسازی قدرت قلمداد کردند.
۹ اوت ۱۹۹۹، تاریخ روسیه برای همیشه عوض شد. بوریس یلتسین، رئیسجمهور وقت روسیه، رئیس سابق سازمان اطلاعات داخلی، یعنی ولادیمیر پوتین را بهعنوان کفیل نخستوزیری منصوب کرد. ظاهرا به نظر میرسید که این انتصاب یک انتصاب موقتی و کوتاهمدت باشد. اسلاف پوتین تنها چند ماه در این سمت دوام میآوردند و یلتسین دیده بود که بهدنبال فروپاشی مالی در اوت ۱۹۹۸، سه نخستوزیر دیگر هم آمدند و رفتند.
ادامه مطلب ...
ولادیمیر پوتین اعلام کرده که برای انتخابات در ماه مارس آینده کاندید خواهد شد. او با چالشی جدی روبه رو نیست و بک دوره شش ساله دیگر در انتظار او خواهد بود. هیچ کدام از اینها شوکه کننده نیست اما این سوال را ایجاد می کند که روسیه به کدام سمت می رود و چگونه می توان با آن تعامل کرد.
ادامه مطلب ...
اقتدار ولادیمیر پوتین ضعیف تر از آن است که به نظر می رسد. در حقیقت، پایه قدرت پوتین، یعنی تعاملات اقتصادی با دیگر کشورها در عوض حمایت سیاسی که در طی نسل گذشته تبدیل به عضو ثابت مناسبات سیاسی این کشور شده، تهدید اصلی برای بقای سیاسی وی محسوب می شود. دلیل این امر ساده است:
ادامه مطلب ...
در پاییز سال ٢٠٠٤ میلادی، ولادیمیر پوتین ضربه ای خورد که هیچ گاه فراموش نکرده است. انتخاب همراه با تقلب رئیس جمهور طرفدار کرملین در اوکراین که پوتین به طور مستقیم و با گستاخی آن را مهندسی کرده بود، با شورش جمعی مردم به هم خورد. اتفاقی که به "انقلاب نارنجی" موسوم شد، الگویی از مقاومت در برابر انتخابات سازشکارانه را در حکومت های استبدادی اورآسیا (یعنی در قرقیزستان، بلاروس، آذربایجان و در سال ٢٠١٢ میلادی در خود روسیه) ایجاد کرد.
ادامه مطلب ...